دانلود رایگان آسان و بدون عضویت

دانلود رايگان بدون عضویت، ساده و آسان انواع فایل"کتاب،مقاله،نرم افزار،سخنرانی،و..."

امام حسين عليه السلام در قرآن



فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

ابن عباس گويد كه پيامبر فرمودند : زماني كه خداوند آدم را خلق كرد و از روح خود در وي دميد آدم عطسه كرد . 

خداي بزرگ به او الهام فرمود تا بگويد الحمد لله رب العالمين . 

پس خداي به او گفت : پروردگارت ترا در رحمت قرار داد . 

پس آن هنگام كه فرشتگان بـر او سجده كردند به خود باليد و به پروردگارش عرض كرد آيا آفريده اي از من محبوب تر داري ؟ 

پس جوابي نشنيد سپس سؤالش را دوباره تكرار كرد . باز هم جوابي نشنيد . براي بار سوم سؤالش را تكرار كرد . باز جوابي نيامد . 

آن گاه خـداي بزرگ فرمود : آري آفريده هايي برتر از تو هستند كه اگر آنان نبودند ترا هم نمي آفريدم . 

آدم گفت : آنان را به من نشان بده . 

پس خداي متعال به فرشتگان حجاب فرمان داد تا پرده ها برگيرند .چون حجاب و پرده ها برگرفته شد . 

آدم پنج روح نوراني در بالاي عرش الهي بديد . 

آدم گفت : پروردگارا اينان كيستند ؟ 

خطاب آمد اي آدم ! اين محمد پيامبر من است 

و اين علي امير مؤمنان است ( پسر عموي پيامبر و جانشين اوست ) 

و اين فاطمه دختر پيامبرم است 

و اين دو حسن و حسين فرزندان علي و نوادگان پيامبراند . 

سپس خداي متعال فرمود : اي آدم اينان فرزندان تواند 

آدم بسيار خشنود شد . 

آن گاه كه دچار اشتباه و خطا گرديد . آدم گفت : 

پروردگارا ! از تو مي خواهم به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين تا بيامرزي ام و از من درگذري . 

پس خداي مهربان بخاطر اين قسم از او درگذشت . 

صاحب كتاب ( در ثمين ) در تفسير آيه شريفه قرآن 

فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

منظور از كلمات نام پنج تن آل عبا است : محمد ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين . 

آدم ساق عرش را نگاه كرد و نام هاي پيامبر و امامان معصوم را ديد . آن گاه فرشته جبرئيل به او گفت : 

اي آدم بگو : 

يا حميد بحق محمد 

يا علي بحق علي 

يا فاطر بحق فاطمه 

يا محسن بحق الحسن و الحسين 

و منك الاحسان . 

اي خداي ستوده بحق محمد 

اي خداي برتر بحق علي 

اي خداي پديد كننده بحق فاطمه 

اي خداي احسان كننده بحق حسن و حسين 

و احسان و خوبي تنها از توست . 

آدم وقتي نام حسين را ياد كرد ، اشكش جاري شد و دلش خاشع و نرم شد و گفت برادرم جبرئيل در ياد پنجمين دلم شكست و اشكهايم روان شد . فرشته جبرئيل گفت : اين فرزندت مصيبتي خواهد ديد كه همه مصيبتها نزد آن كوچك است . 

آدم پرسيد برادرم كدام مصيبت ؟ 

حسين با لب عطشان كشته مي شود در حالي كه غريب و يكه و تنها است ناصر و معيني ندارد و اگر اي آدم او را ببيني او مي گويد : 

وا عطشاه ، و اقله ناصراه . 

تا آنجا كه تشنگي بين ديدگانش و آسمان چون غبار دودي فاصله مي افكند و ديگر ديد چشمانش كم سو مي گردد . 

پس كسي او را جواب و پاسخي نمي دهد . مگر با شمشير و نوشيدن مرگ . پس آن گاه سر از تن او جدا مي كنند چون گوسفندي كه او را ذبح مي كنند و دشمنان به چادر هاي او حمله ور مي شوند. و سرهايشان و سرهاي يارانشان در ميان شهرها بگردش در مي آيد و در حاليكه زنان اسير و دربند همراه هستند . 

اين چنين مصائبي از خداي واحد منان گذشته است و فهميده مي شود . پس آدم بسيار گريست چون مادري فرزند از دست داده . 



« ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعداً عليه حقاً في التوراه و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم » 

سوره توبه 111 

حسين در آغوش مادر است . پيامبر او را از آغوش مادر گرفت و فرمود خدا قاتل تو را از رحمت خود دور كند و آن كه ترا و خانواده ياريگرت را از مقامتان باز مي دارد لعنت كند و از رحمت خود دور كند و بين من و آنان كه بر عليه تو جنگيدند حكم كند . 

مادر چون اين چند دعاي پيامبر را بشنيد سراسيم گفت : 

پدر جان چه مي گويي ؟ 

پيامبر : دختر عزيزم از مصيبتي كه بعد از من و بعد از تو بر او وارد مي شود ياد كردم به ياد اذيت ها ، ظلم ، ستم و حيله هايي كه بر حسينم روا مي شود افتادم . دخترم در آن گاه حسينم در بين گروهي است كه آنان چون ستارگان آسمان مي درخشند و به سوي شهادت مي شتابند تا فرزندم را ياري كنند . 

گويي اكنون به لشگرگاه و خيمه گاهشان و تربتشان مي نگرم . 

فاطمه : پدر جان آنجا كه مي گويي كجاست ؟ 

پيامبر : آنجا كربلاست همانجايي كه خانه كرب و بلا بر ما و براست است برترين امتم بر مي خيزند و ستم ها مي كنند .اگر همه كساني كه در آسمان ها و زمين ها نيز براي يكي از اينان شفاعت كنند پذيرفته نخواهد شد و در آتش مخله اند . 

فاطمه مي گريست و فرمود : پدرم پس حسينم كشته مي شود . 

آري پدر جان كشته مي شود و كسي چون حسين تو پيش از او نيست كه آسمان ها بر او مي گريند . زمين ها گريان اويند و فرشتگان بر او گريان اند . وحش ، گياهان ، درياها و كوهها بر حسين تو مي گريند .و اگر زمين اجازه داشت پس از مصيبت فرزند تو كسي را روي خود باقي نمي گذاشت . 

دخترم ! اما در آينده گروهي از دوستان ما مي آيند كه در روي زمين آگاه ترين به خدا هستند و حق ما را بر پا مي دارند كه چون آنان كسي نمي تواند چنين كند و كسي در روي زمين جز آنان نيست كه متوجه او گردد .آنان چراغهايي درخشان در تاريكي هاي ستم اند و آنان شفاعت مي كنند و آنان فردا در كنار حوض كوثر بر من وارد مي شوند . 

آن گاه كه بر من وارد مي شوند آنها را به سيمايشان مي شناسم و هر اهل ديني در پي امامشان هستند . و آنها در پي ما هستند و ما را جستجو مي كنند و در پي غير ما نيستند . اينان پايه هاي زمين اند و بخاطرشان باران مي بارد . 

فاطمه زهرا (س) فرمود : پدرم ! و گريست و بسيار گريان شد . پدر فرمود : اي دخترم برترين اهل بهشت ، شهيدان دنيا هستند . جان ها و مالهاشان بخشودند تا : 

بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا . 

پس آنچه در نزد خداست از دنيا و آنچه در آن است بهتر است . كشته شدن آسانتر از مردن است . آنكه براي او شهادت نوشته شده است قتل حتي تا بسترش خواهد آمد و آنكه كشته نشود پس به زودي خواهد مرد . 

اي فاطمه عزيز دختر محمد آيا در برابر شهادت فرزندت دوست نداري كه در مقام حساب الهي دستور و فرمان تو كارساز است ! 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي در حاليكه او از حاملين عرش الهي است . آيا راضي مي شوي در حاليكه پدرت در قيامت به نزد او مي آيند و شفاعت او را درخواست مي كنند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت از حوض كوثر تشنگان از دوستانش را سيراب مي كند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت قسيم الجنه و النار است ؟ آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه در روز حساب به فرشتگان كه در اطراف آسمان هستند مي نگري . آنان ديده به تو دوخته اند و به فرمان تواند و به شوهرت علي مي نگرند در حاليكه خلايق حاضرند و او در نزد خدا از ستم مردمان شكوه مي برد . 

پس مي نگري كه خدا قاتل فرزندت و قاتلان خودت و شوهرت را به آتش درآورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه فرشتگان براي حسينت اشك مي فشانند و همه چيز بر او تأسف مي خورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه هر كس به زيارت او نائل شود در ضمانت الهي قرار مي گيرد در حاليكه ثواب زيارت او چون حج عمره است و لحظه اي از رحمت الهي دور نگردد و چون زائر فرزندت بميرد مرگ او شهادت محسوب مي گردد و اگر باقي بماند فرشتگان حافظ تربت حسين براي زائر حسين دعا مي كنند و پيوسته در حفظ الهي است و پيوسته در امن الهي است تا دنيا را مفارقت كند . 

فاطمه گفت : پدر تسليم شدم و راضي گشتم و بر خدا توكل مي كنم . 

پيامبر دست بر قلب زهرايش نهاد و با انگشتان اشكهاي چشم دخترش پاك كرد و فرمود من و شوهرت و تو فرزندانت در جايگاهي هستيم كه چشمانت روشن است و دل و قلبت شاد 



ثناي وحي از حسين (ع) 

و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم و لاتخرجون انفسكم من دياركم ثم اقررتم و انتم تشهدون 

بقره 84 

در تفسير منسوب به امام حسن عسکري آمده است : 

پيامبر مي فرمايند: هنگامي كه آيه «و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم» آيه درباره يهود است. يعني كساني كه پيمان خدا را شكستند و پيامبران خدا را تكذيب كردند و اولياي خدا را كشتند. آيا شما را خبر ندهم به كساني كه از امت من شبيه يهوديان هستند؟ 

گفتند: بلي يا رسول الله! فرموند: گروهي از امت من فكر مي كنند كه از امت من هستند اما بهترين فرزندان و پاكان اصالتم را مي كشند و شريعت و سنت من را تغيير مي دهند و دو فرزند حسن و حسين را مي كشند آنچنان كه پيشينيان يهود زكريا و يحيي را كشتند. آگاه باشيد همانا خداوند آنان را لعنت مي كند، آنچنان كه پيشينيان را لعنت كرد و بر بقايا و فرزندانشان هادي و مهدي از حسين مظلوم برمي انگيزد كه آنان را با شمشير اوليائش سوي جنم روانه مي كند . 

آگاه باشيد لعنت مي كند خداوند كشندگان و دوستداران و ياري كنندگان قاتلين حسين عليه السلام را . 

و بر كساني كه بر لعن بر دشمنان حسين سكوت مي كنند بي آنكه براي تقيه باشد، خداوند لعن مي فرستد . 

آگاه باشيد خداوند بر گريه كنندگان از روي شفقت و مهرباني بر حسين (ع) صلوات مي فرستد، آنان كه دشمنان حسين (ع) را لعنت مي كنند و خشم و غضب خويش را بر دشمنان فراوان مي گرداند . 

آگاه باشيد آنانكه به قتل حسين راضي باشند با قاتلين او در اين گناه بزرگ شريك اند بدانيد قاتلين حسين و ياران شان و پيروانشان از دين خدا مبري هستند. خداوند فرمان مي دهد به فرشتگان مقربش كه اشكهاي ريزان در قتل حسين را برگيرند و در گنجينه هاي بهشتي با آب حيات مخلوط كنند تا گوارايي و پاكيش هزار چندان گردد و فرشتگان آنان كه در قتل حسين خوشحال گرديدند، اشكهاي اينان را برگرفته و در جهنم يا حميم و صديد و غساق و غسلين اين نوشيدني اي ناگوار در جهنم مخلوط كنند تا شدت حرارتش زياده گردد و شكنجه آن هزار چندان شود تا دشمنان آل محمد را در جهنم با چنين نوشيدني هايي عذابشان تشديد گرديد . 

از كتاب تفسيرالامام :369 

و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون 

بقره 57 

از حضرت سكينه دختر امام حسين نقل شده است: كه حضرت زينب به برادر فرمود :«برادرم؛ ما را به حرم جدمان بازگردان» امام حسين در جواب فرمودند : « خواهرم برايم در اين كار راهي نيست.» زينب فرمود:« آري پس آنان را به مقام و منزلت جد و پدرت و برادرت و مادرت يادآور شو » 

امام حسين فرمود:«به آنان گفتم اما بيدار نگشتند نصيحتشان كردم اما پذيرا نشدند. و سخنم را گوش نسپردند پس آنان جز به قتلم راضي نمي شوند و به ناچار مي خواهند بدنم را بر خاك فروافتاده ببينند، اما من شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم. پروردگار بشر او را كه به ما در اين بلا فرمان مي دهد و اين كه اين مصيبت را چون جرعه اي بنوشيد و به اين جد شما وعده داده است وعده الهي تخلف نمي پذيرد. همه شما را به خداي فرد صمدي مي سپارم .» 

سپس برادر و خواهر هر دو ساعتي گريستند . 

آنگاه امام عليه السلام اين آيه شريفه را تلاوت كرد . 

« و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون » 

از كتاب موسوعه كلمات الحسين؛400 ح 187 

« حافظوا علي الصلوات و الصلوه الوسطي و قومو لله قانتين » 

بقره 238 

امام صادق عليه السلام 

اباعبدالله عليه السلام درباره آيه فوق فرمودند : 

نماز را حفظ كنيد، نماز يعني رسول گرامي اسلام و اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين و وسطي اميرالمومنين است. براي خدا برپاخيزيد فرمان بردار باشيد در حالي كه به دستور امامان گردن نهاده ايد . 

ضحاك پسر عبدالله مي گويد : 

سپاه ابن سعه از كنار ما عبور مي كرد در حالي كه حراست مي كردند. در آن هنگام حسين درباره آنان اين آيه از قرآن را تلاوت فرمود 

و لايسبن  الذين كفرو انما نملي لهم خير لانفسهم 

انما نملي لهم يزدادو اثما و لهم عذاب مهين 

ما كان الله ليذر المومنين علي ما انتم عليه 

سوره آل عمران 178 

آنان كه كفر ورزيدند گمان میبرند كه اگر به آنان مهلت داده مي شود برايشان خوب است. ما به آنان مهلت مي دهيم تا بار گناهانشان را سنگين تر كنند و عذاب خواركننده براي آنان است . 

در آن هنگام كه حسين كشته مي شد در ميان سپاهيان دشمن ولوله اي افتاد گويي كسي در سپاه وارد شد بر آنان شيحه زد پس ناله كرد واي حسين و بازشان مي داشت گفتند: چرا ناله مي كني به آنان گفت: چگونه ننالم در حالي كه اكنون پيامبر خدا ايستاده است و يكبار به زمين مي نگرد و بار ديگر به جنگ شما و گروه نابكارتان نگاه مي كند من بيمناكم كه بر اهل زمين نفرين كند تا هلاك گردند. گروهي به او گفتند اين انساني ديوانه است اما گروه توابون از سپاهيان گفتند : 

واي بر ما بخدا قسم به خود بد كرديم. بخاطر خشنودي اين سميه آقاي جوانان بهشت را كشتيم. پس از همانجا بر عبيدالله بن زياد شوريدند . 

از امام  سوال كردم فدايت گردم آن كه ناليد كه بود؟ 

فرمود: او را جز جبرائيل نمي بينم . 

آي اگر او مأذون بود چنان صيحه اي بر آن قوم مي نواخت تا جانهاشان از تن ها چون برقي بجهد و در آتش فرود آيد اما خدا به آنان مهلت داد تا گناهانشان افزون گردد و براي آنان عذاب دردناك است .
 

منبع: شبكه labbaik.ir
 
امیدوارم در زندگیت هزاران بار به این دو راهی بخوری

زیبایش اینه توش می مونی اول بری زیارت امام حسین علیه السلام یا حضرت عباس علیه السلام

 

 

 

 

 

 

 

 

خدایا دو راهی بین الحرمین نصیب همه دوستداران حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام بگردان ما هم تو جمعشون حساب کن

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

 
ای همه کسانی که خود را عاشق امام حسین(ع) میدانید
امّا لعن عمر (لعنة الله علیه) را جایز نمی دانید!
گوشه ای از « عمر ستیزیِ » امام حسین(ع) را بخوانید :

در یکی از خاطرات دوران نوجوانی امام حسین (علیه السلام) آمده است:

روزی خلیفۀ دوم در اوایل خلافت خویش در بالای منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بود و درباره این آیۀ شریفه سخنرانی می کرد:
{ النَّبِیُّ اُوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ } 
«پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.»
امام حسین (علیه السلام) که در گوشه مسجد نشسته بود 
و به حرفهای او گوش می داد با شنیدن سخنان متناقض خلیفه,
از جایش بلند شد و با کمال شهامت فرمود: 
« اِنْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ اَبِی رَسُولُ اللهِ لَا مِنْبَرِ اَبِیکَ؛ 
از منبر پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پایین بیا! این منبر پدر تو نیست.»
عمر بن خطاب گفت: راست می گویی! بلی، این منبر پدر توست، نه منبر پدر من!
بگو ببینم، چه کسی این سخن را به تو آموخت؟ آیا پدرت علی بن ابی طالب؟!
امام حسین (علیه السلام) فرمود: «به جانم سوگند! 
اگر در این باره از پدرم هم اطاعت کرده باشم بیراهه نرفته ام؛ 
چرا که او هدایتگر و من ره یافته اویم. او از عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
بر عهدۀ همۀ مردم، بیعت و پیمان ولایت دارد. آن را جبرئیل از طرف خداوند آورد
و جز منکران کتاب خدا، کسی آن را انکار نمی کند.
مردم، آن پیمان را با دلهای خود شناختند؛ ولی در زبان منکر شدند
وای به احوال کسانی که حق ما اهل بیت (علیهم السلام) را انکار کنند.
چگونه محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خداوند،
آنان را با خشم شدید و عذاب دردناکی که در انتظار آنهاست ملاقات خواهد کرد.
عمر گفت: «ای حسین! بر منکر حقّ پدر شما لعنت!!!
این مردم بودند که ما را به امیری برگزیدند و ما هم پذیرفتیم.
اگر پدر تو را انتخاب کرده بودند ما نیز می پذیرفتیم.
امام حسین (علیه السلام) فرمود: «ای پسر خطاب!
پیش از آنکه تو ابوبکر را بر خود امیر کنی تا او نیز تو را امیر پس از خود کند,
چه کسانی تو را امیر خود کردند؟! 
آیا رضایت شما رضایت محمد (صلی الله علیه و آله) بود؟!
آگاه باش اگر زبانی پا برجا، مقاوم و استوار
در تصدیق و کرداری که مورد یاری و کمک مؤمنان باشد، بود
(یعنی اگر ما با زبان و یاری مؤمنان پشتیبانی می شدیم) 
تو نمی توانستی بر آل محمد (صلی الله علیه و آله) مسلّط شوی 
و بر منبرشان بنشینی و بر آنان حاکم شوی؛ 
آن هم حکومت با کتابی که در خاندان محمد (صلی الله علیه و آله) فرود آمده است
و تو از نکات عالی و سربسته آن جز با شنیدن، چیزی نمی دانی،
شخص درستکار و نادرست نزد تو برابر است، 
پس خدا به آن گونه که سزاواری، سزایت دهد
و از بدعتی که پدید آوردی به سختی بازجویی کند.»

***
بعد از این سخنان، عمر با خشم و ناراحتی از منبر پایین آمد 
و با گروهی از هوادارانش به منزل امیرمؤمنان علی (علیه السلام) رفت 
و خطاب به آن حضرت گفت: ای ابا الحسن! 
امروز از فرزندت حسین چه چیزها که ندیدم! 
او در مسجد رسول الله (صلی الله علیه و آله) "با صدای بلند با ما سخن می گوید"
و " اوباش و اهل مدینه " را بر من می شوراند!!!

اسنادش: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الاحتجاج، احمد بن علی طبری، ج 2، ص 14؛ 
بحار الانوار، ج 30، ص 48؛
موسوعة کلمات الامام الحسین(علیه السلام)، ص116؛ 
تاریخ بغداد، ابوبکر خطیب بغدادی، ص14 

 
توسل امام حسین (ع) به پیامبر (ص)
در حادثه خروج امام حسین ع از مدینه تاریخ می نویسد پس از مرگ معاويه، يزيد به حاکم مدينه دستور داد که از آن حضرت بیعت بگيرد در غیر اینصورت سر آن حضرت را براي او بفرستد. این پیشنهاد برای شخصیتی چون امام حسین (ع) بسیار دشوار بود. بنابراين آن حضرت به جدش رسول خدا متوسل شد و سه شب به زيارت قبر جدش رفت، در شب سوم کنار قبر پيامبر (ص) دو رکعت نماز خواند و پس از آن عرضه داشت:
اَللّهُمَّ إِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّکَ مُحَمَّد وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّد وَ قَدْ حَضَرَنِي مِنَ الاَمْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ وَ إِنِّي اُحِبُّ الْمَعْروُفَ وَ أَکْرَهُ الْمُنْکَرَ، وَ اَنَا أَسْأَلُکَ يا ذَالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ بِحَقِّ هذَا الْقَبْرِ وَ مَنْ فيهِ مَا اخْتَرْتَ مِنْ أَمْري هذا ما هُوَ لَکَ رِضىً
بارالها، اين قبر پيامبر تو محمّد (ص) است و من فرزند دختر محمّدم. از آنچه براى من پيش آمده است، آگاهى. خدايا، من معروف را دوست دارم و از منکر بيزارم. من از تو، اى خداوند صاحب جلال و بزرگوارى، مى‌خواهم به حقّ اين قبر و کسى که در آن هست، راهى را که خشنودى تو در آن است، برايم مقرّر دارى.
بحارالأنوار - ج 44 ص 328 باب 37

 

 
 

 لوح نقره ای : لوح سلیمانی و  تخته چوب از کشتی نوح علیه السلام

حتما بخونید جالبه

کشتی نوح:

 

در ژوئیه سال 1951 میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی ، مشغول  زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده بر خوردند و پس از کاووش بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین ، وجود داشته که گذشت زمان ، آنها را کهنه و پوسیده  ساخته است و از علائمی در یافتند که باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشد ، این بود که با دقت کامل زمین را شکافتند و در نتیجه چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا  در آوردند و در آن میان ، تخته چوب مستطیلی یافتند که همه را به حیرت انداخت ، زیرا در اثر گذشت زمان کهنگی و پوسیدگی به تمام چوب ها راه یافته بود ، جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی چند برآن  منقش بود . دولت روس برای تحقیق و بررسی در باره این تخته چوب در 27 فوریه سال 1953  میلادی کمیته ای تشکیل داد که اعضای ان باستان شناسان و استادان شناخت زبانهای عهد عتیق بودند . 

در اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:

 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو.

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌.

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو.

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌.

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

 

  بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاووش ، اسرار آن تخته چوب ، برای کمیته تحقیق  کشف گردید و معلوم شد که این تخته چوب ، از کشتی حضرت نوح علیه السلام است که برای  مدد خواهی چیزهائی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده است . در وسط تخته یک تصویر پنجه نمائی وجود داشت که عبارتی چند به زبان سامانی بر ان نگاشته بود. زبان رایج در زمان حضرت نوح علیه السلام و تا چندی بعد از آن زبان سامی یا سامانی بود       کمیته تحقیق ، پس از 8 ماه فکر و دقت و زحمت فراوان ، نوشته مذکور را خواندند و به حروف روسی در آوردند که در ماهنامه     مسکو در نوامبر سال 1953 و مجله weekly – mirror    در28 دسامبر سال 1953 و روزنامه الهدی در قاهره و در تاریخ 31 مارس سال 1954 درج گردیده است 


   ترجمه:   ای خدای من و ای مددکار من به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذات مقدس محمد ، ایلیا ، شبر ، شبیر و فاطمه علیهم السلام دست مرا بگیر . این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمام دنیا برای انان ، برپا شده است . پروردگارا به واسطه نامشان ، مرا مدد فرمای . تو میتوانی همه را به راه راست هدایت نمایی

ماهنامه starof bartania  چاپ لندن در ژانویه سال 1954 و مجله  manchestor . sun light    در 23 ژانویه سال 1954  و همچنین در مجله   London weekly mirror    در تاریخ اول فوریه سال 1954 این مطلب را به انگلیسی تر جمه کردند.

 

لوح سلیمان:

  

 

در جنگ جهانی اول در سال 1916 م هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگر گیری و حمله بودند در دهکده کوچکی بنام << اونتره >> لوحی نقره ای پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مُرَصَّع و در وسطش خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود

وقتی آن را نزد فرمانده خود << میجرای این گِریندل >> بردند هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد ولی دریافت که این نوشته با زبان << اِجینی >> و بسیار قدیمی است. بالاخره این لوح دست به دست گردید تا به دست رئیس ارتش بریتانیا رسید و او هم آن را به باستان شناسان سپرد

دوسال بعد گروهی متشکل از اساتید زبانهای باستانی بریتانیا ، آمریکا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی که جزو آن گروه بودند  تشکیل شد و پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه 1920 معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام  << لوح سلیمان >>  و سخنانی از حضرت سلیمان را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است . ترجمه لوح سلیمان این است

 

 

یاه احمد ! مقذا ..............................یعنی:   ای احمد ! بفریادم برس

یاه ایلی ! اِنصِصاه ..........................یعنی:   ای علی ! مرا مدد فرمای

یاه باهتوا ! کاشئی...........................یعنی:    ای بتول ! نظر مرحمت فرمای

یاه حاسن ! اِضو مِطِع......................یعنی:    ای حسن!کرم فرمای

یاه حاسین ! بارفو...........................یعنی:    ای حسین ! خوشی بخش

اِمو سلیمان صِوِه عئخب زالهادآقتا.........یعنی:    این سلیمان اکنون به این پنج تن بزرگوار استغاثه میکند

بَدت الله کم اِیلی ............................یعنی:    و علی قدرت الله است.

 

 اعضای کمیته چون بر مضمون نوشته ی لوح مقدس اطلاع یافتند هر یک با دیده ی تعجب به دیگری نگریستند و انگشت حیرت به دندان گزیدند و پس از تبادل نظر قرار بر این شد که لوح در موزه ی سلطنتی بریتانیا نگهداری شود اما چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان << لرد بیشاپ >> رسید فرمان محرمانه ای خطاب به این کمیته نوشت که

اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در معرض دید مردم قرار گیرد اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان جنازه ی مسیحیت را بر دوش گذاشته ، دفن خواهند کرد

لذا قرار شد تا این لوح در رازخانه ی کلیسای انگلستان پنهان شود و جز اسقف و اهل سِرّ کسی آن رانبیند

کسانی که این لوح را دیدند و بینش داشتند گرایش عجیبی به اسلام پیدا کردند و همان گاه بین دو نفر از دانشمندان به نام << وِلیم >> و << تامس >> پیرامون لوح گفتگوهایی شد که به اسلام آوردن هر دوانجامید . سپس ولیم به << کرم حسین >> و تامس به << فضل حسین >> تغییر نام دادند

لازم به ذکر است که تاریخ ولادت حضرت سلیمان (ع) 1719 سال قبل از ولادت حضرت محمد (ص) میباشد.

 

 

1. برای کسب اطلاع بیش‌تر در این باره،مراجعه شود به کتابwonderful stories of Islam چاپ لندن، صفحه 249.

2. مجله الاسلام، دهلی، فوریه 1927 م؛ مسلم کرانیکال، لندن ، 30‌دسامبر 1926 م.

3. حکیم سیالکوتی،علی و پیامبران ، ترجمه سید محمّد مختاری،ص‌27ـ 28 ـ 32 ـ 33 و 34.

 

گريه تمام موجودات در سوگ شهادت سيد الشهداء

شيخ صدوق رضوان الله عليه روايت مى‏كند در كتاب علل الشرايع و امالى


با سند واحد خود از جبلّه مكيّه، كه او گفت: از ميثم تمّار شنيدم كه میگفت: سوگند بخدا كه اين امّت، فرزند پيغمبر خود را در روز دهم محرّم مى‏كشند و دشمنان خدا آنروز را روز بركت قرار می‏دهند، و اين امريست كه از علم خدا گذشته و از قضاى محتوم بوده و بر اساس عهدي كه اميرالمؤمنين عليه السلام با من نموده است، من از آن آگاهى يافته‏ام.

اميرالمؤمنين بمن خبر داد كه تمام موجودات بر فرزند پيغمبر گريه مى‏كنند حتّى درندگان در بيابانها و ماهيان درياها و مرغان بر فراز آسمان.

و گريه مى‏كنند بر او خورشيد، و ماه، و ستارگان، و آسمان، و زمين، و مؤمنان از انس و جن، و تمام فرشتگان آسمانها، و رضوان: خازن بهشت، و مالك: پاسبان دوزخ، و فرشتگان پاسبانان، و نگاهدارندگان عرش، و آسمان.

و در آن هنگام، خون و خاكستر ببارد.

سپس ميثم گفت: واجب است لعنت‏ خدا بر قاتلان حسين عليه السلام، همانطور كه بر مشركينى كه با خدا خداى دگرى را شريك قرار مى‏دهند، واجب شده است و همانطور كه واجب است‏ بر يهود و نصارى و مجوس.

جبلّه مى‏گويد: گفتم: اى ميثم! چگونه مردم روز قتل حسين را روز بركت قرار مى‏دهند؟


در آن هنگام ميثم گريست و گفت: طبق حديثى مجعول كه خود آنها وضع نموده‏اند، گمان مى‏كنند كه عاشورا روزيست كه در آن خداوند توبه آدم را قبول نمود در صورتيكه خداوند توبه آدم را در شهر ذى الحجّه قبول نمود.

و گمان مى‏كنند كه در آن خداوند توبه داود را قبول نمود، در صورتيكه توبه داود در شهر ذىالحجه پذيرفته شد.

و گمان مى‏كنند كه در آن خداوند يونس را از شكم ماهى خلاصى داد، در صورتيكه خداوند او را در ذى القعده از شكم ماهى بيرون آورد.

و گمان مى‏كنند كه در آن روز كشتى نوح به ساحل نجات نشست، در حاليكه آن كشتى در روز هجدهم از ذى الحجّه به ساحل نشست.

و گمان مى‏كنند كه در آن روز خداوند آب دريا را براى نجات بنى اسرائيل شكافت، در صورتيكه اين واقعه در شهر ربيع الاول بوقوع پيوست.

سپس ميثم گفت: اى جبلّة! بدان كه براى حسين بن على: سيد الشهداء و

اصحابش در روز قيامت‏ بر ساير شهداء فضيلتى است.

اى جبلة! زمانيكه ديدى خورشيد مانند خون تازه سرخ شد، بدانكه آقاى تو و مولاى تو حسين را كشتند.

جبلة مى‏گويد: روزى از منزل خارج شدم، چون نظر بر ديوارها افكندم، ديدم مانند ملحفه‏هاى رنگين شده به عُصفُر (گياهى است‏ سرخ رنگ) برنگ خون درآمده است.


پس ناگهان صيحه زدم و گريستم و گفتم: بخدا سوگند كه آقاى ما حسين بن على را كشتند

------------------------------------------------------------------------------------------------------



منبع:«امالى‏» صدوق ص 77 و «علل الشرايع‏» ص 228 و در «بحار الانوار» ج 10 ص 224 اين داستان را از صدوق نقل مى‏كند

و     کتاب امام شناسی / جلد اول / قسمت اول از آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني قدس‌سره


 
مردی که 16 بار پای پیاده به حج رفت اما حسین(ع) را کشت

نگاهی به پیشینه شمر بن ذی الجوشن

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!

فرض کنید الان از صحنه کربلا خارج شده اید، یک نفر به شما هم می بگوید همه چیز برای رفتن شما به خانه خدا آماده است. آیا شما حاضرید با پای پیاده به این سفر بروید؟ مطمئنا می گویید: نه! اما اگر به این سفر سه و چهار ماه که زخم خستگی، تشنگی و گرسنگی دارد. یک بار بروید بار دیگر به شما بگویند نمی روید. این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

تعدادی از این افراد با پیغمبر (ص) هم دیده شده اند. وقتی امام حسین به کربلا وارد شد بعضی از این افراد را صدا زد و فرمود: « مگر شما پیغمبر را ندیدید؟» الان این افرادی که پیغمبر را دیده بودند و رو به سوی قبله نماز می خواندند، رو در روی امام ایستاده اند. امروز من در کتاب تاریخ مسعودی می خواندم که در کربلا هر روز 20000 نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.
در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.

چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟

ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟ این مسئله نیاز به تحلیل و بررسی دارد. این هشدار و اندازی برای امروز و فردای ما.

شمر با سه ویژگی، شمر شد

1. اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد.
آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.
دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم. فکرش را بکنید اختلاف همه غذاها ی عالم خیلی کم است. خدا حفظ کند آقای جوادی آملی را می گفتد: « فرق تمام غذاها بیست سانتی متر است. یعنی از نوک زبان تا ته زبان.» وقتی از این فاصله گذشت دیگر باهم فرقی ندارند. می خواهد چلو کباب و پیتزا باشد یا نان و ماست. همه ی دعواها بر سر همین بیست سانتی متر است. شمر نتوانست دعوای بیست سانتی متری را برای خود حل کند.

حضرت علی علیه السلام یک بار اراده کرد جگر بخورد گفت هفته بعد، هفته بعد، هفته بعد افتاد ماه بعد، یک سال این خوردن جگر را به تأ خیر انداخت. بعد از یک سال جگر تهیه کرد. دود جگر کباب کرده از دیوار خانه بیرون رفت. در زدند کسی گفت: خوش به حال شما که بوی این غذا از خانه تان بلند است من چند ماهی است از این غذا نخورده ام، حضرت فرمودند: « این غذا را به او بدهید » دوستی می گفت: مولا علی مسئله ی شکم را برای خود حل کرده بود و می توانست از غذایش بگذرد و به قول سعدی:
تنور شکم دم به دم تافتن                مصیبت بود روز نایافتن

اما شمر نتوانست مسئله غذا را برای خود حل کند. شمر عبدالبطن یعنی اسیر و بنده ی شکم بود و این اسارت او را بیچاره کرد.
یک روز بهلول از راهی می گذشت. هارون او را صدا زد و گفت: ما را نصیحتی نمی کنی؟ می خواست او را دست بیندازد بهلول گفت: حوصله نصیحت ندارم. اما می توانم سوالی از تو بپرسم؟ گفت: بفرما. بهلول گفت: اگر می خواستی غذا بخوری و غذا را در دهانت گذاشتی و هر کاری کردی غذا پایین نرفت چه کار می کنی؟ حاضری چقدر از ثروتت را بدهی؟ هارون کمی فکر کرد و گفت: نیمی از ثروتم را می دهم. بهلول گفت: حالا سوالم را طوری دیگر مطرح می کنم. اگر غذا پایین رفت ولی هر کاری کردی نتوانستی آن را دفع کنی چه می کنی؟ گفت معلوم است می میرم.

نصف ثروتم را می دهم تا رهایی پیدا کنم. بهلول گفت: می بینی همه دعوا سر یک روده و یک فرو دادن و پس دادن است است، توجه به همین ریزه کاری ها ما را از گناه و عصیان باز می دارد. از امام پرسیدند: تقوا چیست؟ فرمود: وقتی در بیابان راه می روی سعی می کنی خارهای ریز در پایت نرود یا خارهای درشت؟ اگر عاقل باشید هر دو. تقوا این است یعنی نه مرتکب گناه کوچک شوی و نه بزرگ. چرا که گناهان ریز، زمینه ارتکاب گناهان بزرگ است.

2. نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.
شمر نزد عبید الله بن زیاد نشسته بود که نامه ایی از عمر بن سعد به عبیدالله رسید. عمربن سعد نوشته بود: ای امیر من با حسین مذاکره کردم. حسین سه پیشنهاد دارد : 1- به مکه و مدینه برگردد. 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود. 3- بیاید دست در دست یزید بگذارد و بیعت کند.
عمر بن سعد نمی خواست جنگی صورت بگیرد و در آغاز دوست نداشت امام حسین کشته شود. اما در ادامه برای جنایت آماده شد.
عبید الله می گفت: بد نیست اگر این طوری شود مسائل ما حل می شود. همان جا شمر محکم به پهلوی عبیدالله زد و گفت: الان فرصت بسیار خوبی است و حسین در چنگ توست. عمر بن سعد دارد سازش می کند در حالی که حسین در هفتاد کیلو متری ما اردو زده است و به راحتی می توانیم او را در پنجه خود بگیریم. اگر برگردد در مکه و مدینه قدرتی برهم می زند و دیگر هیچ کس نمی تواند با او درگیر شود. ابن زیاد گفت: خوب گفتی. الان چنگال هایمان در گلویش فرو رفته. خودت بلند شو و برو. گفت: من می روم اما اگر عمربن سعد نپذیرفت که من بجنگم، گردنش را بزنم و سرش را برای شما بفرستم؟ و خود فرمانده لشگر شوم؟ ابن زیاد گفت: این کار را بکن.

شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید. او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید ما می گوییم راست می گویی؟ این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

3. قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند. و این خصوصیت متأسفانه در دنیا به اندازه ی ایران نیست. من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند.
در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.
این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت، شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با بی رحمی تمام دوازده ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد.

منبع:http://www.khabaronline.ir/detail/322783/culture/religion


مواظب شمرهای زمان باشیم کسانی که بزرگترین جنایت تاریخ بشریت کردن همین اصحاب یزید بودند

که مانند مسلمانان نماز و روزه میگرفتن و دعاو عبادت میکردند اینها در همه زمانها باید مراقبشان باشیم

شاید بارها آنها را ببینید به شکل انسانی خوش سیما و مومن و نماز خوان پس گول هر کسی نخوریم و فقط منتظر امام زمان عج باشیم و حرف قران و عترت به طور مطلق گوش بدیم و مقلدین مرجعتون به دشواری و حساسیت زیاد انتخواب کنید و باز مواظب باشید چرا که مرجعتون معصوم نیست چرا که ما یک بار به دنیا می آییم و زمان به عقب نمیرود اگه خدای نکرده راه را پیدا نکنیم در چاه جهالت گرفتار میشویم..

و باز مواظب باشیم خودم را هم میگم ..


خدایا ما که آبروی نداریم دعا کنیم به آبروی مولا حسین علیه السلام ما را در رکاب حجت خود قرار ده و در این راه بمیران


اللهم عجل لولیک الفرج اللهی آمین

 
دانلود پرسرعت رایگان و آسان سریال مختارنامه

دانلود سريال مختارنامه تمامي قسمتها با لينك دانلود سالم



سریال مختارنامه که یک سریال تاریخی است پخش آن از تاریخ جمعه ۱۳۸۹/۰۷/۰۹از شبکه اول آغاز شده است.

این سریال دیدنی را برای دانلود در سایت توپترينها قرار داده ایم که امیدواریم آن را دانلود کرده و از دیدن آن لذت ببرید.

شرح مختصر :

مختارنامه داستان زندگی ”مختار ین ابوعبیده ثقفی“ را در مقاطع جوانی، میانسالی و پیری روایت می كند. مختار ثقفی رهبر یكی از قیام های شیعیان است كه پس از واقعهٔ عاشورا با هدف خونخواهی از قاتلان دشت كربالا شكل می گیرد. فیلمبرداری سریال مختارنامه از سال ۱۳۸۳ آغاز شده بود و در تیر ۱۳۸۸ به پایان رسید. فیلمبرداری این مجموعه، در آران و بیدگل، تهران، آبادان، شوشتر، شهریار، ورامین، تاکستان، قزوین و شاهرود انجام شده است. در سریال مختارنامه ۱۱۰ بازیگر اصلی و ۴۰۰ بازیگر فرعی بازی می‌کنند. این سریال دارای ۷۰۰ سکانس است که ۱۰۰ سکانس آن مربوط به ۵ جنگ بزرگ این فیلم هستند

كارگردان : داوود میر باقری

بازیگران : فریبرز عرب‌نیا، داوود رشیدی، بهزاد رحیم‌خانی، امین زندگانی، جواد زیتونی، فریدون ‌سورانی، محمد‌علی سلیمان‌تاش، بهرام شاه‌محمدلو، جمشید شاه‌محمدی، عنایت شفیعی، ولی‌الله شیراندامی، رامونا شاه، محمد صادقی، شهرزاد صفوی، مهرداد ضیائی، مصطفی طاری، ژاله علو، حمیدرضا عطایی، احمد علامه‌دهر، شهرام عبدلی، حدیث فولادوند، مهدی فخیم‌زاده و ...

ژانر: تاریخی
تاریخ شروع پخش:1389/07/09
تعداد قسمت ها:40
دانلود سريال مختارنامه تمامي قسمتها با لينك دانلود سالم

دانلود مستقیم سریال مختارنامه به طور کامل و با تمامی قسمت ها

|دانلود با لینک مستقیم و سرعت بالا از سرور سایت|


ژانر : تاریخی – جنگی

نام سریال: مختار نامه

کیفیت: عالی

فرمت: avi

حجم میانگین هر قسمت ۳۵۰ مگابایت

زمان: هر قسمت ۶۰ دقیقه

تعداد قسمت ها:۴۰ قسمت

تاریخ انتشار: ۱۳۸۹

کارگردان : داود میرباقری

بازیگران: فریبرز عرب‌نیا، شهرام حقیقت‌دوست، محمدرضا حق‌گو، الهام حمیدی،جعفر دهقان، رضا کیانیان، رضارویگری، داوود رشیدی، جمشید شاه‌محمدی، عنایت شفیعی، ولی‌الله شیراندامی، رامونا شاه، محمد صادقی، شهرزاد صفوی، مهرداد ضیائی، مصطفی طاری، ژاله علو، حمیدرضا عطایی، احمد علامه‌دهر، شهرام عبدلی، حدیث فولادوند، مهدی فخیم‌زاده، تورج‌‌فرامرزیان، محمدفیلی، هوشنگ‌ قوانلو، فریبا کوثری، حسن‌ کاخی، شهره‌‌لرستانی، مظفرمقدم، حسن‌میر‌باقری، حامد میرباقری،امیر مولوی،صالح میرزاآقایی، حمید مظفری، نسرین مقانلو، احمد نمازی، فرخ نعمتی، عزیز هنرآموز، کاظم هژیرآزاد، محمد یگانه، حسن پورشیرازی، اکبر زنجان‌پور و…

خلاصه داستان:مجموعه مختارنامه روایتگر زندگی یکی از شخصیت های بزرگ تاریخ شیعه ، مختاربن ابوعبیده ثقفی است که پس از واقعه جانسوز عاشورا به خونخواهی از حضرت سید الشهداء (ع) برخاست و در سال ۶۶ هجری قیام خود را آشکار کرد و موفق شد …


دانلود در ادامه مطلب میباشد


ادامه مطلب |  

متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی

 *- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء

132.jpg 

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

 

 

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز


خواهش میکنم به ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب |  

امام صادق (ع) بعد از سلام‌هایی که جایگاه امام حسین (ع) در طول تاریخ انبیاء پیشین را توصیف می‌کند به توصیفی خاص از ویژگی‌ها و علل انحراف دشمنان سیدالشهداء(ع) می‌پردازند و در وهله نخست، وظایف و عملکرد امام (ع) را نسبت به این قشر جامعه توصیف می‌کنند.


امام صادق (ع) در فرازی از این زیارت‌نامه می‌فرمایند:
«جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلًا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِیماً».


«خداوندا او را حجتی از انبیاء پیشین بر خلقت قرار دادی و او رفع عذر از امتت را کرد و اندرز و نصیحت امتت را با عطوفت و مهربانی انجام داد و خون پاکش در این راه ریخته شد تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد؛ مردمی که مغرور به دنیا شده بودند و بهره آخرتشان را به بهای ناچیز و پست فروختند و ظلم و جور کردند و در پیروی از هوای نفس هلاک شدند و پیغمبرت را به خشم آوردند.


اینان از کسانی پیروی کردند که اهل شقاق و نفاق بودند؛ در حالی که بار سنگین گناه و معاصی آنان را مستوجب آتش کرده بود. پس(سیدالشهدا) با آن ستمکاران در راه تو جهاد کرد و به اخلاص کامل صبر و تحمل کرد تا آن جا که در راه طاعت تو خون پاکش به خاک ریخت و هتک حریمش مباح شمرده شد، خداوندا تو آن قوم ستمکار را لعنت کن.»

 
اهل بيت؛ از شام تا مدينه
حرم امام حسين عليه السلام
ادامه مطلب |  

ورود اهل بیت (علیهم السلام) به دارالاماره

دارلاماره عبیدالله بن زیاد

روز دوازدهم محرم كاروان اسرای اهل بیت به كوفه رسیدند. پس از سخنرانی غرّای حضرت زینب(علیهاالسلام) برای مردم كوفه، اسرا را به دارالاماره عبیدالله بن زیاد بردند. در بین مسیر سرهای مطهر شهدا بر روی نیزه‌ها بودند و در مقابل كجاوه‌های اسرای اهل بیت قرار داشتند.

به ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب |  

خطبه زينب كبرى(عليهاالسلام) در دربار يزيد

حضرت زينب عليهاالسلام

حضرت زينب عقيله بنى هاشم(عليها‏السلام) وقتي ديد كه جسارت و بى حيائى يزيد از حد گذشته، و از طرف ديگر جوّ و فضاى مجلس را بسيار مناسب ديد بپا خاست و خطبه‌اي غرّا خواند و فرمود:

الحمدلله رب العالمين و صلى الله على رسوله و آله اجمعين، صدق الله كذلك يقول «ثم كان عاقبة الذين اساؤا السؤى ان كذبوا بآيات الله و كانوا بها ستهزون»... (1)

سپاس خدايى شايسته است كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر پيامبر و خاندان او باد! خداى تعالى راست گفت كه فرمود: "عاقبت آنان كه كار زشت كردند، اين بود كه آيات خدا را تكذيب نموده و آن را به سخره گرفتند."


خواهش میکنم به ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب |  
اربعین حسینی
 
به علت وسیع بودن مقاله در ادامه مطلب میباشد
التماس دعا

ادامه مطلب |  


منابع مقاله:

فصلنامه تاریخ در پژوهش ، شماره 5، رنجبر ، محسن؛


چكیده

محسن رنجبر1

حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در كربلا از مسائلی است كه در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشكیك كرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشكیك و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منكران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می كند.


به علت وسیع بودن مقاله در ادامه مطلب میباشد

التماس دعا
ادامه مطلب |